بایگانی

بایگانی نویسنده

آتش گرفتن شریعتمداری از مصاحبه ی نیک آهنگ کوثر با زهرا رهنورد!

سپتامبر 27, 2010 بیان دیدگاه
همسر يكي از فتنه گران ضمن حمايت از كاريكاتور اهانت آميز يكي از نشريات زنجيره اي عليه آيت الله مصباح يزدي، عليه اعدام اعضاي گروهك تروريستي منافقين در سال 67 و به دستور حضرت امام خميني موضع گرفت.


اين عجوزه سياسي كه با «ن.ك» (همكار فراري روزنامه هاي زنجيره اي و تصويركننده كاريكاتور موهن عليه آيت الله مصباح يزدي گفت وگو مي كرد، گفت: منتقدان شما ] در محافل ضدانقلاب[ شما را با كاريكاتور تمساح در سطح بالايي از حق طلبي و نقادي مي بينند كه از شما انتظار دارند همچنان دوستدار رفيقان و معترض به قدرت خودكار باشيد.
«ز.ر» سپس درباره دوران امام مدعي شد: آن دوران همراه با خطاها و اشتباهات و تندروي هاست و ما چهار معصوم بيشتر نداريم. اين همكار فتنه گران همچنين ادعا كرد سركوب گروهك تروريستي منافقين و اعدام اعضاي آن كه به دستور قاطع حضرت امام صورت گرفت خطايي بزرگ و كج روي غيرقابل اغماض و «لكه هاي سياه كه با آب زمزم و كوثر نمي توان سفيد كرد» بوده است!اين گزافه گويي در حالي است كه همسر «ز.ر» ادعاي همراهي با خط امام را دارد و سال گذشته با همين نقاب به عرصه سياسي بازگشته بود.
«ز.ر» در گفت وگو با كاريكاتوريست فراري همچنين گفت «من فكر مي كنم اگر موسوي يا كروبي در انتخابات رئيس جمهور مي شدند قطعاً رئيس جمهور موفقي نبودند چرا كه ساختار انقلاب خيلي زود از مسير خود خارج شده بود». وي در عين حال با وجود برخي گزافه گويي ها وقتي با پرسش «ن-ك» مواجه شد كه چرا سر قبر اعضاي اعدام شده منافقين نمي رود، كنترل خود را از دست داد و گفت: آقاي ]ك…[ شما چه فكر مي كنيد؟ كاش ايران بوديد و در جريان محيط پليسي و خفقان قرار مي گرفتيد! فكر مي كنيد من روي صندلي تابدار با ليوان آب ميوه اي در دست، پا روي پا انداخته ام و دارم كتاب هاي هري پاتر مي خوانم يا حسين كرد شبستري را حفظ مي كنم؟ فكر مي كنيد شما در سپهر آزادي خواهان و ما هم پالكي بي خيالان و يا در كنار جنايتكاران هستيم؟ حاشا و كلا كه چنين نيست. شما هم سري به ايران بزنيد و با ما باشيد و در جريان قرار بگيريد.
شايان ذكر است برخلاف تقلاي اين عجوزه سياسي براي گرفتن ژست مبارزه و انقلابي گري، نامبرده در ديدارهاي خصوصي مورد اعتراض شديد خانواده هاي برخي بازداشت شدگان قرار دارد مبني بر اينكه هزينه و بي آبرويي اش را ما داديم و شما داريد پزش را مي دهيد، شايعات منتشره درباره گرفتن دلار از عربستان و آمريكا و… هم كه جاي خود دارد.

دسته‌ها:چرند نیوز

از تجاوز در دوران صدر اسلام تا تجاوز در زندان های ولایت فقیه

سپتامبر 26, 2010 بیان دیدگاه
غالبا افراد مذهبی مخالف حکومت گمان می کنند که حکومت جنایت کرده و بر خلاف اصول اسلام و مسلمانی رفتار کرده است که  تجاوز جنسی در زندان ها را اعمال می کند. اما اگر نیک بنگریم در صدر اسلام و بعد از آن, هنگامی که کفار و مشرکان! توسط سربازان رشید اسلام! کشته می شدند و زنانشان به عنوان غنیمت به دست مسلمین حشری می افتاد, دیگر کنیز به حساب می آمدند و به زور از آنان چه بهره برداری جنسی که نمی شد! خود پیغمبر اسلام در این ثواب دنیوی و اخروی! پیشتاز بود و مشارکت تمام داشت. حال حکومت مذهبی دنباله روی عدل علی از دستورات آن زمان پیروی می کند و به اسیر شدگان در خیابان ها توسط لباس شخصی ها , با رعایت کامل موازین اسلامی تجاوز می کند چون ناسلامتی فرزندان ایران برده و کنیز زندان های حکومت امام عادل هستند. به راستی هر روز که بیشتر می گذرد, بیشتر شاهد هویدا شدن چهره ی اسلام ناب و درخشان محمدی هستیم.

قهوه ی تلخ و معمای آن برای مردم ایران

سپتامبر 26, 2010 ۱ دیدگاه
در عجبم که چه زود ملت ما جوگیر می شود. دلیل پخش نشدن قهوه تلخ در صدا و سیمای ضرغامی, مسایل مالی بود و نه دلیل سیاسی. تا به حال از خود پرسیده ایم که اگر رژیم از مهران مدیری بدش می آمد چرا به سریالش مجوز داد و قهوه ی تلخ را ممنوع نکرد؟ در این که مهران مدیری هنرمندی مردمی است شکی نیست اما به نظر من حکومت از پخش نشدن سریال مهران مدیری در صدا و سیما نهایت استفاده را کرد و با اقدامی هدفمند اینگونه وانمود کرد که از سریال قهوه ی تلخ چندان راضی نیست و باعث شد فکر و ذکر مردم را به مسئله ای فرعی معطوف کند. بدون شک در صورت ادامه یافتن بیش از حد اسطوره ای شدن مهران مدیری و سریال جدیدش توسط مردم, برد با استبداد است. بهتر است که ما چندان مسایل اصلی را گم  نکنیم و بدانیم که در یک حکومت دیکتاتوری و آن هم از نوع آخوندی, محال است فیلمی ساخته شود که به زیان دولت حاکمه باشد و در عین حال از وزارت ارشاد (تاییدیه ی رژیم) مجوز انتشار بگیرد. کمی واقع بین باشیم.   

موسوی تبریزی در دوران طلایی! امام: هرکس در مقابل نظام بایستد کشتنش واجب است!

سپتامبر 24, 2010 بیان دیدگاه
یکی از احکام جمهوری اسلامی این است که هر کس در برابر این نظام امام عادل بایستد. کشتن او واجب است. و زخمی اش را باید زخمی تر کرد که کشته شود… این حکم اسلام است چیزی نیست که تازه آورده باشم.
( شهریور 1360 موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی و اصلاح طلب امروزی)

دسته‌ها:تاریخ و فلسفه

هموطنان ما در اعتراض شبانه بر روی پشت بام ها گل کاشتند ولی…

سپتامبر 21, 2010 بیان دیدگاه
هموطنان ما در اعتراض شبانه بر روی پشت بام ها گل گاشتند ولی فقط با یک شب ملت به پیروزی نمی رسد. مدت هاست که پول نویسی و دیوارنویسی متوقف شده یا کمرنگ شده است. این حکومت و مقام عظما پوست کلفت تر از آنند که با یک اعتراض شبانه عقب نشینی کنند. من دست تک تک هوطنان عزیز که بر روی پشت بام الله اکبر گفتند را می بوسم اما به نظر من اعتراضات باید جنبه ی وسیع تری به خود بگیرد. خامنه ای از اونهایی نیست که راحت دست از تاج و تخت بکشد.   

شریعتنداری: چرا با منشور کوروش عرق شرم بر پیشانی ملت می نشانید؟!/ منشور کوروش، خشت نوشته ای است که با آن حتی نمی شود یک روستا را اداره کرد!

سپتامبر 20, 2010 2 دیدگاه


متن کامل نوشته کیهان به شرح زیر است:…

آن روزها، «جشن هاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي» با هزينه هنگفت و نجومي در جريان بود، سران و مقامات بلندپايه آمريكايي، اروپايي و شماري از كشورهاي عربي منطقه براي شركت در اين مراسم پرهزينه، بي مصرف و مردم ستيز به ايران آمده بودند.

 حضرت امام (ره) كه به تبعيد در نجف اشرف اقامت داشتند سخنان روشنگرانه اي در اعتراض به آن ايراد فرموده و پيامي براي ملت ايران فرستاده بودند. در همان روزها، مهندس پسنديده، فرزند مرحوم آيت الله پسنديده- برادر حضرت امام(ره)- به رحمت خدا رفته و اعلام شده بود كه به همين مناسبت، مجلس ختمي در مسجد ارك تهران برگزار مي شود و مرحوم فلسفي- خطيب توانمند و پرآوازه- سخنران مراسم خواهد بود.

 نگارنده كه در آن هنگام جواني كم سن و سال بودم، همراه با چند تن ديگر از دوستان براي شركت در مراسم ختم مرحوم مهندس پسنديده به مسجد ارك رفتيم، گفته مي شد با توجه به پيام حضرت امام(ره) درباره جشن هاي – به قول ايشان- كثيف و ننگين دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي و از آنجا كه مهندس پسنديده با امام(ره) نسبت نزديك خويشاوندي دارد، به يقين آقاي فلسفي درباره جشن هاي ياد شده و مسائل آن روزها، سخناني خواهد داشت. 

جمعيت انبوهي از همه قشرها به مسجد ارك آمده بودند و حضور آشكار و پنهان پليس و نيروهاي امنيتي كاملا محسوس بود. مرحوم فلسفي در آغاز سخن به پيوند متوفي با بيت شريف حضرت امام(ره) اشاره كرد و هنگامي كه از امام(ره) با عنوان «يار سفر كرده» و «فخر العلماء والمجتهدين، حضرت آيت الله العظمي حاج آقا روح الله الخميني» ياد كرد، جمعيت با صلوات بلند به استقبال سخن ايشان رفتند. مرحوم فلسفي خيلي زود از مقدمه عبور كرد و به آنچه انتظار مي رفت پرداخت.






ايشان در اعتراض به جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي، ابتدا با تأسي به پيام حضرت امام(ره) پرسيد؛ آيا نادرقلي لياقت بزرگداشت دارد؟ آيا آغامحمدخان با آنهمه جنايت كه روي تاريخ را سياه كرده است، ارزش جشن گرفتن دارد؟ و…
و اما، آن روزها، يكي از نشريات براي توجيه جشن هاي دو هزار و پانصدساله شاهنشاهي نوشته بود «كوروش» همان «ذوالقرنين» است كه در قرآن از وي به نيكي ياد شده است و نتيجه گرفته بود كه تجليل از «كوروش» تجليل از اسلام و قرآن نيز هست! 

مرحوم فلسفي – تا آنجا كه به خاطر دارم- در پاسخ به اين ديدگاه، سخناني قريب به اين مضمون داشت: «برخي از علماي اسلام نيز معتقدند كه «كوروش» همان ذوالقرنين است ولي اگر ذوالقرنين باشد با كوروشي كه شما معرفي مي كنيد همخواني ندارد و اساسا با روش و منش شما مغايرت دارد ولي اگر كوروش، ذوالقرنين نباشد، پادشاهي نظير آغامحمدخان و ساير پادشاهان ستمگر است كه جشن گرفتن براي او اهانت به مردم مظلوم خواهد بود» و اما، نكته دقيقي كه در اين باره گفته شد و يادداشت پيش روي به آن توجه دارد، اين كه؛ بر فرض كوروش همان ذوالقرنين باشد كه در كلام خدا به نيكي و بزرگي از او ياد شده است، ولي در حالي كه اسلام عزيز با قرآن، يعني تنها كتاب آسماني تحريف نشده و حكمت ها و آموزه هاي شناخته شده و غيرقابل ترديد در ميان ما حضور دارد، چرا بايد كوروش را جايگزين آن كرده و «منشور» او را به عنوان «الگو» به جهانيان معرفي كنيم؟!


اظهارات آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم كشورمان در مصاحبه جمعه شب- 26/6/89- ايشان با شبكه خبر، موجي از حيرت توام با تاسف را در پي داشت. ايشان در مصاحبه خويش بعد از قرائت بخش هايي از منشور كوروش، گفت «دنيا به گفته كارشناسان دو مديريت دارد، يكي آمريكايي كه شكست خورد و امتحان خود را پس داده است و حال مي پرسند؛ مديريت ايراني چگونه است؟ كه ما مي گوئيم نمونه اي از آن، همين منشور كوروش است» و سپس افزود «و ارزش هاي والاي اسلامي».

درباره اين بخش از اظهارات برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، اشاره به چند نكته ضروري است.

1- در هويت كوروش مناقشه نمي كنيم و در منشور او كه به عنوان اولين منشور حقوق بشر در سازمان ملل به ثبت رسيده است، خدشه اي وارد نمي آوريم و حتي با اين فرضيه كه كوروش همان ذوالقرنين بوده است، مخالفت نمي ورزيم. اما سؤال اين است كه بر فرض قبول همه اين مفروضات، جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!

منشور كوروش را شاه معدوم چند ده سال قبل و در جريان جشن هاي ننگين دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي به سران كشورها ارائه كرده بود و ديديد و ديديم و ديدند كه هيچ كاري از آن ساخته نبود، جز آن كه ايران عزيز زير چكمه بيش از 40 هزار مستشار نظامي آمريكا و با مديريت سفارت آن كشور اداره شود! 

جوانان اين مرز و بوم در خدمت آمريكا براي جنگ به ظفار فرستاده شوند، هواپيماهاي ايران براي كمك رساني به شورشيان هوادار پادشاه سابق يمن در اختيار اسرائيل قرار گيرد. ثروت هاي عمومي به غارت روند و حتي وزرا و نمايندگان مجلس از سوي سفارتخانه هاي آمريكا و انگليس، منصوب شوند… و تازه اين همه فقط بخشي از آن ماجراي تلخ و ذلت بار است. بنابراين جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز مي گذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!

2- ممكن است رئيس جمهور محترم كشورمان بگويد كه در مصاحبه خويش علاوه برمعرفي «منشور كوروش» به عنوان نسخه اي براي مديريت جهان! به «ارزش هاي والاي اسلامي» نيز اشاره كرده است كه بايد پرسيد، مگر از نظر ايشان، آموزه ها و ارزش هاي اسلامي براي اداره جهان نقص و كمبودي داشته و كامل نيستند كه جناب رئيس جمهور به زعم خود با افزودن «منشور كوروش» در پي رفع اين نواقص و كمبودها!! برآمده اند؟!

 و اگر چنين نيست كه مي دانيم رئيس جمهور محترم-خداي نخواسته- چنين اعتقادي ندارند، بايد پرسيد مقصود ايشان از تاكيد بر منشور كوروش به عنوان نسخه اي براي مديريت جهان، چيست؟!

3- شايد گفته شود آقاي احمدي نژاد معتقدند كوروش همان ذوالقرنين است و از آنجا كه در كلام خدا، از ذوالقرنين به نيكي ياد شده است، ايشان نيز منشور كوروش را به عنوان يك سند الهي و پيام يكي از پيامبران! مطرح كرده اند! كه بايد گفت؛ جناب احمدي نژاد در همان مصاحبه تاكيد مي كند كه نمي داند كوروش همان ذوالقرنين است يا نه؟ و اساساً به اين مسئله كاري ندارد. 

ضمن آن كه برپايه اعتقادات به اثبات رسيده اسلامي، تنها آن بخش از كلام پيامبران الهي قابل استناد است كه در قرآن- يعني تنها كتاب آسماني تحريف نشده- آمده است، بنابراين احتمال مورد اشاره نيز بي اساس است و جايي براي طرح ندارد.

4- آقاي احمدي نژاد به يقين انكار نمي كند بلكه بارها تاكيد كرده و مي كند كه امروزه ايران اسلامي به مقتدرترين كشور منطقه تبديل شده و منحني پيشرفت هاي علمي، صنعتي، سياسي و ضريب اثرگذاري آن در معادلات جهاني قوس صعودي را با زاويه اي نزديك به قائمه طي مي كند. بنابراين بايد پرسيد اگر عامل و علت اصلي اين رشد پرشتاب و همه جانبه حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟! و اگر اينگونه نيست- كه هست- چرا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نه فقط از اين پيشرفت همه جانبه خبري نبوده است بلكه شاهد حركتي كاملا معكوس بوده ايم؟! 

با توجه به اين نكته بديهي آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟! مخصوصا آن كه هنوز قله هاي فتح نشده اي پيش روي داريم.

5- مدتي است جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است- اصرار دارد به جاي «مكتب اسلام» از «مكتب ايران» ياد كرده و ترويج و تبليغ آن را، همان تبليغ و ترويج مكتب اسلام معرفي كند! كه بايد پرسيد اگر از نگاه شما «مكتب ايران» همان «مكتب اسلام» است، چرا و با چه انگيزه اي مكتب اسلام را كنار مي گذاريد؟! 

اين در حالي است كه:

الف: مكتب اسلام، آموزه ها، رهنمودها و مرزهاي تعريف شده و شناخته شده اي دارد و تحريف آن امكان پذير نبوده و نيست و هيچكس نمي تواند و تاكنون نتوانسته است نظر و ديدگاه خود را به عنوان ديدگاه و نظر اسلام معرفي كند و حال آن كه «مكتب ايران» يك واژه و مقوله تعريف نشده و بي در و پيكر است و هر كس مي تواند نظر و خواسته من درآوردي خود را در آن جاي دهد. بنابراين اصرار بر جايگزيني «مكتب ايران» به جاي «مكتب اسلام» غير از عبور از اسلام هيچ مفهوم و معناي ديگري ندارد.

 اين نكته به اندازه اي بديهي است كه به قول اهل منطق «تصور» آن باعث «تصديق» خواهد بود. به عنوان مثال، آقاي احمدي نژاد، كدام روش حكومتي را در «مكتب ايران» الگو قرار مي دهند؟ 

آغا محمدخاني؟ نادرشاهي؟ پهلوي؟ و… زيرا همه اين الگوهاي منحط و مردم ستيز در «مكتب ايران» جاي مي گيرند و چنانچه منظور ايشان از مكتب ايران، ديدگاه و نظرات ملت ايران است كه اولاً آنها تا قبل از انقلاب اسلامي حاكميت نداشته اند كه نوع حاكميت آنان الگو باشد و در جريان انقلاب نيز به وضوح نشان داده اند كه مكتب مورد تاكيد آنها اسلام است. آيا غير از اين است؟

ب: ممكن است آقاي احمدي نژاد بفرمايند كه منظور ايشان از «مكتب ايران» و الگوي مديريت جهان، همان الگوي كوروش است! كه در اين صورت بايد پرسيد؛ 

اولاً؛ آيا با چند كلمه خشت نوشته كوروش مي توان يك روستا را اداره كرد؟! ايران و جهان بماند!
ثانياً؛ جناب احمدي نژاد چه شناختي از روش و منش حكومتي كوروش دارند كه مي خواهند براساس آن جهان را اداره كنند؟!

 اين در حالي است كه مورخان برجسته و بلندآوازه جهان نيز برداشت درستي از آن ندارند! ثالثاً؛ تاكيد بر مكتب ايران به جاي «مكتب اسلام» در نگاه همگان به مفهوم عبور از اسلام است كه مي دانيم مورد نظر آقاي احمدي نژاد نيست، 
بنابر اين بايد پرسيد منظور ايشان چيست؟!

و اما رئيس دفتر ايشان كه آقاي احمدي نژاد اظهارات و نظرات وي را منطبق با نظرات خود معرفي كرده است، چندي قبل تاكيد كرده بود كه دوران اسلام گرايي گذشته است! و در حالي كه «مكتب ايران» فاقد تعريف و مرزهاي مشخص است، در اجلاس ايرانيان مقيم خارج كشور ادعا كرده بود؛ از آنجا كه درباره اسلام برداشت هاي مختلفي وجود دارد! ايشان مكتب ايران را به جاي مكتب اسلام معرفي مي كند!

6- و بالاخره اگر آقاي احمدي نژاد عزيز، رئيس جمهور پركار، ساده زيست، پاكدست، مردم گرا و داراي ده ها ويژگي پسنديده ديگر نبود، نيازي به اين يادداشت احساس نمي شد، چرا كه آنچه ايشان در مصاحبه تلويزيوني جمعه شب گفته اند، نه فقط تازگي ندارد، بلكه مدتهاست از سوي برخي جريانات مطرح شده و مي شود كه صد البته قابل اعتنا نبوده و نيستند اما، وقتي رئيس جمهوري مانند احمدي نژاد با اعتقادات راسخ اسلامي چنين سخنان نسنجيده اي بر زبان مي آورند:

اولا؛ مي دانيم كه پيامدهاي اين اظهارات را نمي دانند و اگر مي دانستند به يقين بر زبان نمي آوردند

 و ثانياً؛ بيم آن مي رود كه كساني به غلط تصور كنند نظر مطرح شده از جانب ايشان، همان ديدگاه و نظر انقلاب و نظام است و حال آن كه آقاي احمدي نژاد نظر و ديدگاهي منطبق با آموزه هاي تعريف شده انقلاب و نظام دارند هرچند كه گاه در بيان و توضيح آن بي آن كه بخواهند يا متوجه باشند دچار اشتباه مي شوند كه انشاالله ديگر نشوند.


منبع سایت لجن پراکن کیهان



دسته‌ها:چرند نیوز

امروز چنین است…فردا چه خواهد شد…؟ جامعه ی سردرگم و خرافات زده ی ما

سپتامبر 19, 2010 بیان دیدگاه
از وقتی که چشم های خود را باز کردم خودم را در جامعه ای مذهبی یافتم که مردم آن قران و کتاب های دعا را گاه و بی گاه می خوانند و افزون شدن ثواب را برای خود مجسم می کنند. در شب های احیا دعای طویلی را می خوانند که معنای آن را نمی فهمند و قرآنی را بر سر می گزارند که تنها به زبان عربی ناملموس آن بسنده کرده اند. از کودکی کنکجکاو بودم که ببینم چرا مردم کارهایی را انجام می دهند که دست کم برای من عجیب است. چرا مردم چیزهایی را می خوانند که معنای آن را نمی فهمند و به راستی این مذهب و مرام چیست و مگر ممکن است که با خواندن چیزی که معنای آن را لمس نمی کنیم و ارزش بیان ندارد به سعادت برسیم. ملایان هم از این بابت بسیار خشنودند زیرا مردمی که چشم بسته چیزی را قبول کنند ممکن نیست به حقیقتی دست یابند. اگر مذهب, خوبی ها باشد باید خوبی ها را بشناسیم که به سویش گام برداریم.مگر می توان با کارهای خرافی که امروزه مردم انجام می دهند  به خوبی ها و پاکی ها  رسید؟!
امروزه که سال هایی را از عمرم سپری کردم پاسخ برخی از این پرسش ها را پیدا کرده ام. می فهمم که چرا آخوندها با تفکرو همینطور میهن دوستی و ملی گرایی دشمنی می ورزند و برای اصول به هم بافته ای که خود اختراع کرده اند عقیده دارند که تفکر و تعقل در برابر آن ناتوان است و بسان شمعی در برابر پروژکتور است . بنابراین با عقل به جایی نمی توان رسید و باید همین جوری پذیرفت.این را روزی خودم از آخوندی شنیدم  
 می دانیم که بر  خلاف کشورهای عربی ما از معدود مردمانی بودیم که فرهنگ هایمان را از دست ندادیم و سعی کردیم با شکلی دیگر حفظ کنیم. اما خرافاتی در جامعه ی ما رسوخ کرده است که به آسانی دست بردار نیست و ملت را در گمراهی واگذاشته است.ملت ایران علاقه ای به خواندن همان ادعیه به زبان مادری ندارد تا بفهمد چه کلاه گشادی بر سرش رفته است. نمی داند که سینه زنی ها و ساختن گنبد طلا آن هم برای قاتلان مردم سرزمین ما چیزی جز ننگ و بت پرستی نیست. جدیدا سریالی به نام قهوه ی تلخ توسط مهران مدیری تهیه گشته است. مدیری هم می خواهد این را به مردم بنمایاند که خیلی از مردم از آنچه در گذشته رخ داده بی اطلاع هستند.  خب اگر  ما به خواندن تاریخ گذشتگان بها می دادیم و ادعیه ی عربی و قرآن را یکبار برای همیشه و به زبان فارسی می خواندیم تا تکلیف نهایی را با آن روشن کنیم گرفتار خیلی از بدبختی ها از جمله استبداد دینی نمی شدیم . عجیب است که مردم ما علاقه ای به آثار گذشتگانی مثل شاهنامه و دانستن تاریخ و فرزانگی های ایران ندارند اما به چبزهایی روی آورده اند که برای خود عرب ها هم منسوخ شده است. نقل فقط چند حدیث بی معنی و گمراه کنند ه ای که از جانب بیگانگان بوده است و اکثرا جنبه ی عقلی و منطقی ندارند کافی است تا عقل را برای همیشه از جامعه ای مرخص کند وشهری را در تحمیق و خرافات فرو ببرد. برای هر جامعه تنها یک سری ارزش ها پیگیری می شود و نمی توان با هم چند ارزش متفاوت داشت. ملتی که دعای بت پرستانه ی توسل را می خواند نمی تواند به آثار اندیشمندان و فرهیختگان و تاریخ درست پیشینیان میهنش بپردازد.
 امروزه ملت ایران به خراسان سفر می کنند تا قبری را ببینند که سودی به حال ایران نداشته ولی در همان خراسان به آرامگاه زنده کننده ی زبان مادریش نمی روند!
 امروزه ایرانی آثار باستانی کشور خود را نمی بیند و به شیراز و اصفهان سفر نمی کند اما آرزوی دیدن سنگ سیاهی در سرزمین حجاز را دارد و تاکنون چند بار به آنجا سفر کرده و باز اصرار دارد به آنجا برود و پول هایش را به جیب شیوخ عرب که چشم دیدنش را ندارند بریزد!
امروزه اکثر مردم ایران خود را مسلمان می نامد اما کمتر کسی پیدا می شود که در رابطه با دین پژوهش کند و قرآن را فارسی بخواند تا از محتوای آن آگاه شود.
 امروزه جوان ایرانی با شاهنامه آشنا نیست و از تاریخ بزرگ مردان و زنان و تاریخ میهنش خبر ندارد اما دعای کمیل را که معنایش را نمی داند از حفط است!…

 فردا ملت ایران و در راس آن جوانان,  چگونه می خواهند جامعه ی ایرانی را از نو بسازند و برای کشور ارمغان بیاورند؟

امام رضا: غسل كردن با آب كوزه ی مصر, انسان را دیوث می گرداند !

سپتامبر 18, 2010 بیان دیدگاه
از امام رضا روایت است كه نام مصر را برد و فرمود: پیامبر می فرماید: از آب كوزه ی مصر ننوشید و با آن سرتان را نشوئید كه غیرت را از بین می برد و باعث دیوثی می گردد.

اصول كافی ج6 ص386-501
دسته‌ها:حدیث

برنارد کوشنر , آماده برای سفر به ایران برای نجات سکینه آشتیانی

سپتامبر 8, 2010 بیان دیدگاه
پاریس- «اگر لازم باشد برای نجات سکینه آشتیانی به تهران سفر کنم, خواهم رفت». دیروز وزیر امور خارجه ی فرانسه برنارد کوشنر با این صلابت درباره ی قضیه ی سکینه محمدی آشتیانی محکوم به سنگسار به جرم زنای محصنه توسط رژیم دینی ایرانی صحبت کرد. در یک کنفرانس مطبوعاتی با محمد مصطفایی وکیل سابق زن ایرانی وزیر خارجه ی فرانسه آمادگی خود را برای انجام هرکاری برای نجات آشتیانی از حکم سنگسار انجام می دهد. ایران به دلیل فشارهای بین المللی از سنگسار دست کشیده است اما امکان دارد او را به دار آویزند. کوشنر یادآور شد که مورد آشتیانی برای وی یک «موضوع شخصی» است و فرانسه در مورد حکم این زن ایرانی شوکه شده است. حتی بانوی اول فرانسه کارلا برونی در کمپین بخشش او مشارکت داشته است. بحث در مورد آشتیانی حتی تا واتیکان نیز کشیده شده است و آن ها خواستار میانجیگری هستند. درحالی که جامعه ی جهانی رژیم را تحت فشار قرار داده است سکینه به ماندنش در زندان تبریز ادامه می دهد و بر اساس پسر و وکیل جدیدش وی دوباره 99 ضربه شلاق برای انتشار عکسی در روزنامه ی تایمز که در آن بدون حجاب نمایش داده می شود متحمل شده است. با وجودیکه روزنامه اعلام کرد این بر اساس یک اشتباه بوده است – پس از چاپ اصلاحیه – اما جاوید هوتن کیان به سی ان ان توضیح داد که یکی از زنانی که در زندان تبریز بوده است به وی خبر داده است که آشتیانی به دلیل چاپ عکس در روزنامه مجازات شده است. کیان اضافه کرد: ظاهرا آشتیانی به زن گفته بود که به پسرش بگوید او ضربه ی شلاق را (مجددا) متحمل شده است.


ترجمه توسط Un Irani
منبع        
دسته‌ها:منابع خارجی

چگونگی مرگ جنتی+عکس

سپتامبر 6, 2010 بیان دیدگاه
پیرمرد به شدت بیمار بود که به بیمارستانش رساندند. حالش به هم می خورد و سرش گیج می رفت. قرار بود 9826374021 امین سال تولدش را جشن بگیرد. برایش کیک هم خریده بودند که فوت کنند ولی توانشو نداشت و به جای دهان از باسن مبارک فوت می کرد. ناگهان با صدایی که انگار از ته چاه جمکران در میامد گفت «خشتم و حالم خوب نیشت!» حالش وخیم تر شد و از این رو او را به بیمارستان ثامن الدیمترودون (س) رساندند. پیرمرد فقط دشمن دشمن می کرد و یار بسیجی اش کامپسوناتوس را صدا می کرد. دکتر او را ویزیت کرد وگفت اسمت چیست؟ همراهش گفت:  احمد جنتی. مگر شما او را نمی شناسی؟  اواخر عمرش در شورای نگهبان  بود!
 دکتر شناسنامه ی او را نگاه کرد و با لبخندی گفت :بله به جا آوردم. فقط می خواستم  جواب بدهد تا ببینم خودش را می شناسد؟ شما باید به او افتخار کنید! بیمار شما یک تاریخ زنده است! در زندگی همیشه آرزو داشتم کسی را ببینم که در حوادث ژوراسیک حضور داشته. خوشبختانه  دیدمش…

 دکتر او را معاینه کرد و روز بعد گفت : متاسفانه ام.آر.آی مغزشو  پیدا نمی کند. مثل این که در طول زمان از بین رفته . فقط چند رگی در کله اش پیچ و تاب خورده است  …
همراه جنتی که در بیت کار می کرد و فقط وظیفه ی او پاک کردن مقعد رهبر بعد از طهارت است و از این راه ماهی 2 میلیون حقوق می گیرد گفت آقای دکتر کاری بکنید. جنتی از دست رفت. 
 دکتر گفت «بیایید با هم یک قهوه بخوریم. جنتی دیگر رفتنیه». و همراهش های های گریه می کرد و مثل ابر بهار اشک می ریخت. همراهش به دکتر گفت: نمی دانید چه مرد نازنینی بود. چه رنجی کشید وقتی خرس ها در عصر یخبندان کشته شدند. از آن به بعد موهایش سفید شد. برادران بسیجی دایناسور در مقر جنگل آفریقا او را درخیلی از مواقع همراهی می کردند. دایناسورهای  بسیجی مثل بسیجی های امروز زپرتی نبودند.  شعارشان هم یا پتروسور (ع) بود که در برابر گالیمیماس ایستاده بود و .گالیمیماس باتلاق را بر روی پتروسور (ع) بسته بود
در این تصویر جنتی  اشتباها توسط برادر بسیجی زیر گرفته می شود . در این حادثه ستون فقرات جنتی به طور کامل شکست.
  
همراهش ادامه داد: جنتی را نه فقط من حتی پدربرگم هم از بچگی می شناسد. تا الان چند تار مویش که سیاه مونده بود سفید شده . آهی کشید و ادامه داد: خودش تعریف می کرد که یک روز با دوست عزیزش که رستورانچی بود و در جنگل های آمازون شعبه ی  خورش سوسمار غولپیکر با نون باگت داشت درگیری پیدا کرد. همه ی دانشجویان دانشگاه آمازون داشتند به آن دو تا نگاه می کردند. می خواست بگه چرا حمله ی ددمنشانه می کنی که ناگهان دوستش با استخوان دیگ ضربه ی ددمنشانه تری به سرش زد و از اون به بعد لکنت زبان پیدا کرد و کلمه ی ددمنشانه را نمی تواند تلفظ کند.
فسیل  «شاخدارالدوله», دوست دیرین جنتی

دوستان جنتی عصر یخبندان در یک نگاه. عرضه شده در فروشگاه های معتبر!

همراه جنتی (ماله کش آقا) در حالی که گریه می کرد ادامه داد: وقتی آدم در باغ عدن میگشت جنتی هم اونجا بود و دائم به دوست دخترش حوا متلک می انداخت.  از امام (ع) هم روایت شده است که قابیل پس از کشتن هابیل به جنتی گفت که به آدم نگوید هابیل را کشته است. هرچند که جنتی پیام «انا لله وانا اليه راجعون» را به خانواده ی این داغدیده ابلاغ نمود.
جنتی در میانسالی نزد آدم و حوا. سمت راست
   
ناگهان صدای بلندی اتاق را لرزاند. همه رفتند ببینند چه خبر شده است. یک دفعه دیدند جنتی به … رفته است و چون مغز نداشته است از باسن جر خورده است. قرار است او را در موزه ی باستان شناسی به خاک بسپارند هرچند بعید است که جانداران میکروسکوپی هم از دست این عمامه دار خون آشام آسایش داشته باشند.

عزرائیل در حال تلاش برای جلوگیری از مرگ جنتی
قبر جنتی, نامبرده را در گودال عمیقی خاک کردند که در صورت رشوه دادن به عزرائیل و زنده شدن نتواند به بالا برگردد.

گفنتی است که جنتی در انقلاب دایناسورها نقس بسزایی داشت و عضو مجمع فسیل های مبارز بود . از جمله افتخاراتش هم علاوه بر سن بیش از حد وی, به گند کشیدن یک مملکت  توسط میمون دست آموزش در سریعترین زمان ممکن است که در رکوردهای گینس به ثبت رسیده است.
  

شاید ادامه داشته باشد…!
                          
دسته‌ها:سرگرمی
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.